بوكان در حدود 3 هزار سال قبل به نام ايزيرتو پايتخت تمدن ماننايي بود و آثار اين تمدن بسيار هنرمندانه و قابل توجه است و نمونههايي از آثار به تاراج رفتهاش در موزههاي جهان از قبيل موزه توكيو و موزه اروميه ديده ميشود. بوكان يكي از شهرستانهاي استان آذربايجان غربي ايران است كه در منطقه كوهستاني و معتدل قرار گرفته و از شمال به شهرستان مياندوآب، از جنوب به شهرستان سقز، از شرق به شاهيندژ و از غرب با شهرستان مهاباد همسايه است. اين شهرستان در حدود 3 هزار سال قبل به نام ايزيرتو پايتخت تمدن ماننايي بود و آثار اين تمدن بسيار هنرمندانه و قابل توجه است و نمونههايي از آثار به تاراج رفتهاش در موزههاي جهان از قبيل موزه توكيو و موزه اروميه ديده ميشود. اين تمدن در مناطق كردنشين شمالغربي ايران ساكن بودند وجه بارز هنر ماننايي ظرافت و زيبايي وصفناپذير آن است كه در تمدنهاي معاصر آنها كمنظير است.یكی از شهرهای كُردنشین استان آذربایجان غربی بوكان یاشهر عروسها می باشد كه در دشتهای حاصلخیز (مكری یان) آنجا كه دروازه های ورود مغها برای زیارت آتشكده های آذرگشسب به تخت سلیمان تكاب ( مغری یان) یعنی راه مغها می گفتند كه به مرور ( مكری یان) نام گرفته است. بوكان در 46 درجه و 13 دقیقه طول جغرافیایی و 36 درجه و 32 دقیقه عرض جغرافیایی با ارتفاع 1370 متر از دریای آزاد قرار دارد. در 65 كیلومتری جنوب خاوری مهاباد و از جنوب به شهرستان سقز از خاور به شهرستان شاهین دژ همسایه است. آب وهوای معتدل با میانگین 500 میلی متر بارندگی در سال. منطقه بوكان در میان دو رودخانه بزرگ سیمینه رود در اصطلاح كردی ( تاتاهو) و زرینه رود (جغتو) كه حاصلخیزی و بركت خود را از وجود این دو رودخانه می گیرد؛ واقع شده است. جغتو از كوهستانهای »چهل چشمه« و دیگری از كوه های زاگرس سرچشمه می گیرد كه شاخه ای هم از كوهستانهای (ماین بلاغ) افشار بنام (ساروخ) بدان اضافه می گردد كه در مصب رودخانه جغتو در 25 كیلومتری شرق بوكان سد شهید كاظمی (كوروش كبیر) به وسیله یك شركت اطرایشی در سال 50 - 47 احداث گردیده است. جمعیت بوكان در زمان ناصرالدین شاه قاجار هنگام تملك سردار »عزیزخان مكری« داماد امیر كبیر بخش كوچكی بوده و بیشتر از صد خانوار در آن نبوده اند. در سال 1365 حدود 100 هزار نفر جمعیت و حالا جمعیت آن به 200 هزار نفر می رسد؛ كه شامل سه دهستان بنام (آختاچی، بهی، ترجان) كه مجموعا شامل 150 روستا می باشد. اولین مدرسه ابتدایی به شیوه ی نوین در سال 1307 دایر گردید. نخستین درمانگاه بوكان در سال 1326 با پزشكی دكتر »فریدریش آلمانی« جراح و دستیاری همسرش آغاز به كار كرد. اولین روزنامه هم بنام هلاله در اسفند ماه 1324 از چاپخانه بوكان منتشر شد و اولین گروه های كوهنوردی به شیوه نوین در سالهای 50 - 47 توسط دبیرانی كه از مركز و شهرستانها به این شهرستان آمده بودند برپا شد. § بوكان و تاریخ تامل در باورهای عمومی خود به این نكته رسیده ایم، برای داشتن آینده ای بهتر باید تاریخ وگذشته خود را با خوب و بدی هایش بشناسیم چون هر حركتی قوانین خاص خود را دارد. بوكان هویت تاریخی خود را از (قلعه باستانی قلایچی) در مجاورت روستای قلایچی در هشت كیلومتری شمال شرقی بوكان می گیرد؛ كه بازمانده یكی از مراكز بسیار مهم تمدن ( ماناها) در هزاره اول پیش از میلاد مسیح در حوزه شمال غرب ایران كه برخوردار از تمدن و قانون بودند؛ است. حاكمان قلعه تاریخی قلایچی معبد این قوم متمدن بودند كه نزدیك به سه هزار سال پیش مدت زمانی در این ناحیه سكونت و حكم رانی كرده اند وآنچه از اجزای معماری این تمدن كهن در این قلعه باستانی به دست آمده با تمدن های مشابه و هم زمان خود از جمله ( حسنلو) در نقده و (زیویه) در سقز كه از نظر جغرافیایی با قلعه ( قلایچی) هم حوزه است، قابل مقایسه و برابر دانست به گونه ای كه آثار معماری مكشوفه از نظر مشخصات و نقشه بیش از هر چیز بیانگر یك معبد بزرگ است. معماری مكشوفه شامل تالار بزرگی است از شرق تا غرب به قلعه، این تالار در جبهه غربی به دو اتاق و در جبهه شرقی به برج هایی ختم می شود . در بخش مركزی تالار بازمانده ی چند ستون سنگی بر كف معبد به دست آمده روی دیوارهای درونی تالار را نقاشی دیواری (دیوار نگاری) به گونه ای بسیار كامل واستادانه كه در نوع خود منحصر به فرد می باشند؛ تزیین می كرده است . نقاشی ها عمدتا به رنگ های قرمز، ابی و سفید است و نقوش هندسی و تزیینی را القاء می كند. جزو دیواره نگاره ها، آجرهای لعاب دار منقوش در این قلعه باستانی است كه جز در شوش به این میزان آجر لعاب دار از هزاره اول به دست نیامده است كه با كنار هم قرار دادن آجرهای لعاب دار نقوش زیبای متشكل از مثلث ها، دوایر متداخل، خطوط شكسته و نقوش انسانی و گیاهی حاصل می گردد كه مفاهیم و معانی خاص را در بر دارد. از عمده ترین این نقوش نقش گل نیلوفر آب ( لوتوس )، ستاره ایشتار، نیم رخ مردان و زنان و ردیف موجودات افسانه ای را می توان نام برد. ارزنده ترین مدرك بی نظیر سنگ نبشته ای كه ازآن به مترل یاد بود (استل) استفاده می شده است كه 13 سطر كه به خط آرامی كهن بوده، كه هم اكنون در دست مطالعه زبان شناسان است كه متاسفانه در این بازار فتنه و آشوب بیشتر آجرهای لعاب دار منقوش معبد باستانی قلایچی بوكان غارت و به یغما رفت و برگی سیاه دیگر بر دوران بی خبری ما افزوده گردید. § چندین آثار دیگر باستانی بوکان علاوه بر آن دهها اثر باستانی دیگر به دست آمده كه گویا قدمت بوكان و منطقه است كه گذشته به نسبت میراث فرهنگی رسیده است از جمله: تپه آسیاب كهنه واقع در قریه احمد آباد محال فیض الله بیگی مربوط به اقوام هزاره قبل از میلاد. تپه سیخان بزرگ واقع در قریه باغچه بهی محال فیض الله بیگی مربوط به اقوام هزاره قبل ازمیلاد. تپه كلتپه در قریه كلتپه بوكان به اقوام هزاره اول قبل از میلاد. تپه قره كند در قریه قره كند محال آختاچی مربوط به اقوام هزاره اول قبل از میلاد. گردی خلیسكه واقع در قریه سراب محال بهی مربوط به دوران پالئولتیك. تپه روژبیانی در قریه عزیز كند مربوط به دوره برنز قبل از میلاد. تپه گرده شین در قریه رحیم خان محال بهی مربوط به دوره برنز قبل از میلاد. و دیگر تپه ها و آثار باستانی دیگر.... § واژه ی بوكان و نظریه های مختلف عده ای معتقدند واژه ی (بوكان) مخفف( بوكه كان) به معنی عروسان آمده درست است و مراسم عروسی و چوپی را در كردستان روی چشمه سارها برپا كرده اند و بوكان روی استخر و حوض بزرگ برپا بوده است به نام (كانی بوكان) چشمه عروسان، بعدها كانی حذف و نام شهر بوكان باقی مانده است. اما عده ای معتقد بوده اند بو به معنی سرزمین و كان را نیز معدن آب گفته اند یعنی جایی كه مركز آب و آبادانی بوده كه این نظریه از استوره ی بیشتر علمی برخوردار است .اما آنچه مهم بوده است ودر این شكی نیست منطقه بوكان به علت آب زیاد و چشمه سارهای فراوان كه مایه ی تجمع انسان ها بوده است از قدیم پادگان اشكانیان و ساسانیان بوده است. شاید بیشتر از هر چیز بوكان و نام بوكان با قلعه تاریخی سردار واستخر زیبای بزرگ مشهور به (حه وزه گه وره) آمیخته باشد. این قلعه در وسط شهر و بر روی تپه مرتفعی بنا شده كه ارتفاع آن در حدود 50 متر و جمعا مساحت نزدیك به یك هكتار را اشغال كرده بود جنس مصالح آن سنگ و آجر و در قسمت شرقی و غربی آن دو برج مشنور نما وجود داشت و بر سر هر برج آن كنگره های از فلز مخصوص براق كه درخشش آن در روزهای آفتابی از نقاط بسیار دور به چشم می خورد و در سایر قسمت های دیگر ساباط، سایبان، حمام و فراشخانه وغیره داشت كه بنایی به غایت قدیمی بود و در دوران قاجار مركز حكومت سرداران مكری بود ودر حیاط آن فواره خودكاری به قلعه روان بود و تا سال 1325 باقی بود كه در زمان سیف الدین خان توسط مهندسین روسی واستاد كار آهنگر بوكانی به نام حاج محمد مشهور به (حمه كله) اقدام به نصب وسایل پمپ پاژ تلمبه از استخر به قلعه می كرد كه حدود 100 سال قبل آب به قلعه می آورد. در قلعه سنگهای منقوش بسیار زیبا وجود داشت كه متاسفانه همگی مورد دستبرد قرار گرفت. بعدها این قلعه به اداره فرهنگ واگذار گردید كه متاسفانه به علت بی كفایتی متولیانش این قلعه زیبا و بی نظیر در سال 58 - 57 ویران شد و شاید بهتر است كه گفت شهری ویران گشت و آثارش مورد دستبر قرار گرفت. § بوكان در نوشته ها وخاطرات جهانگردان »ژاك دمورگان» در جغرافیای غرب ایران جلد 2 صفحه 21 حدود 110 سال قبل كه از بوكان دیدن كرده است از آرامش و مهمان نوازی »سیف الدین خان»حاكم بوكان یاد می كند كه همین باعث ماندن و تحقیق در (غار سهولان) گردید و بعدها به (دخمه فرورتیش) در مهاباد و (كتیبه كیله شین) در كوه «درو» و در شهرستان اشنویه برود. »حاج سیاح« هم در سال 1261 شمسی به هنگام بازدید از مكری یان از استخر زیبای بوكان و جاری شدن آب زلال در قناتها و مهمان نوازی حاكم و مردمان این دیار یاد می كند. در سفرنامه (لرد كردزن) ریاست محافظه كار انگلیس در سال 1892 میلادی ترجمه وحید مازندرانی كتاب (ایران و قضیه ایران) از آرامش مكری یان یاد می كند واز حاكم با نزاكت منطقه بوكان (سیف الدین خان) مكری كه تربیت یافته و مسلط به زبان فرانسه یاد می كند. § غارهای بوكان 1- غارهای كونه پیست: آبادی سردار آباد 2- غار سهولان: واقع در جاده برهان بین بوكان و مهاباد كه به علت جاذبه های فراوان و آسفالت راه امروز به یك قطب جهانگردی در كردستان تبدیل شده است برق كشی داخل غار و قایقهای تفریحی دورن دریاچه غار و راهنمایان خوب،غار نوردی را در سهولان لذت بخش كرده است. 3- غار مكری قران: واقع در روستای خراسانه كه در زمان شاه عباس صفوی مردمان منطقه مكری یان را در این غار جمع آوری كردند و با دود خفه كرده اند كه همواره در حافظه تاریخی مردمان این منطقه به یادگار مانده است. كه اولین بار (شیخ الاسلام) روستای آجیكند در آن كند و كاو كرد؛ بعدها سپاهیان دانش روستاهای خراسنه - عزیز كند و آجیكند در این غار كند و كاو را ادامه دادند. 4- غار كونه كوتر روستای ینگیجه بوكان 5- غار كونه كوتر ( روستای قلایچی) كه این غار هنوز بازگشایی نشده است اما در سالهای 84 - 83 توسط سنگ نوردان و غار نوردان بوكان از جمله ناصر فیض الله بیگی و فتاح كارگر و فرامرزی این غار نسبتا سخت كه با دهانه های عمومی نسبتا طولانی راه خود را به درون دالانها و دهلیزهای خطرناك می گشاید گشایش شده است. 6- غار سیا واقع در كوه »وستا مصطفی« كه به علت مخوف بودن هیچ كاری درآن صورت نگرفته است و همچنان ناشناخته است. 7- غار كول آباد: در مسیر 40 كیلومتری جاده آسفالته بوكان - میاندوآب در دامه كوه كول آباد واقع است كه غار طبیعی و آهكی است كه مردمان روستاهای اطراف از قدیم آن رامی شناختند و از روی كنجكاوی بدان روی می نهادند. 8- غار مصنوعی سماقان یا بی بی كند این غار در وسط كوه مرتفع (فرهاد تراش) در كنار روستای (سماقان) كه مشرف به رودخانه زرینه رود می باشد واقع است. این غار مصنوعی حالت قلعه دارد كه دارای هفت باب اطاق كوچك سنگی كنده شده با دست كه مربع شكل است كه هر یك گنجایش 6 نفر را دارد. اطاقها دارای پنجره های سنگی مشرف به جاده فرعی است. شاید هم زمان خود حالت یك معبد را داشت است و در دامنه كوه كه درخت سماق زیاد دارد كه به مصرف روستاییان می رسد. وجه تسمیه غار سماقان ازوجود همین درختهای سماق است. § كوههای منطقه شهرستان بوكان كوههای منطقه بوكان كه به حافظه تاریخی این ملت پیوند ابدی خورده است عبارتند از نالشكینه - برده زرد - كلتگه - مجموعه قله های وستا مصطفی - و كوه ترغه كه در این میان كوه وستا مصطفی به علت امتداد آن از جنوب شرقی بوكان تا گردنه خان و كوه وزنه بانه به درازای 100 كیلومتر كه سرچشمه دهها رود و جاری شدن چشمه های بی مانند است و مركز انواع گونه های بی نظیر گیاهی از اهمیت زیادی برخوردار است . كوه ترغه كه در 25 كیلومتری غرب بوكان كه با داشتن انواع دیواره های بی نظیر سنگ نوردی وسنگرهای به جا مانده سنگی بی نظیر از جنگ روس تزاری وعثمانی در این كوه وداشتن كتیبه قدیمی در قله آن كه توسط غارتگران به یغما رفت و دو جان پناه كوهنوردی همواره آمال كوهنوردان و سنگ نوردان بوكان بوده است و در فرهنگ مردم مكریان كوه ترغه از قداست و جایگاه ویژه ای برخوردار است. متعالی ترین باورها و اسطوره ای ترین شعرها از كوه ترغه الهام گرفته اند و د رجای خود زاینده ترین نوع نظام ارزشی را در كردستان به وجود آورده است. آنجا است كه شاعر گرانمایه كُرد هژار می سراید: ترغه چونی سه ر ت هه ر برزه لیك جیا بوونه وه مان چه ن ورزه روژه دبی ناوی هژار نامینی سازی ئازادی له رووت ده خوینی ترغه چطوری قله ات همچنان بلند است از جدا شدنمان چند فصل می گذرد روزی خواهد بود كه هژار نمی ماند اما ساز آزادی را روی قله ات خواهند زد كوه وستا مصطفی: در جنوب شرقی آبادی ترجان و شمال آبادی كوندلان 2700 متر ارتفاع در میان آبادیهای (بوبكتان) و (باغ شیخان)متصل است به كوه 2046 متری قلعه قوزلوه و از طرف روستای ( كانی دریژ) متصل است به كوه 2198 متر قره قایه و ادامه آن به كوه 2240 متری هواره برزه در میان روستاهای (یاغیان)، (سارده كوهستان)، (شیخ چویان) و (میرگه نخشینه) متصل است و ادامه رشته كوه وستا مصطفی تا كوه بلند 2700 متری پیر بوداغ و كوه (غزب) كه 2160 متر ارتفاع دارد. چگونگی نامگذاری این كوه به نام غزب مشخص نیست و بزرگترین غار ناشناخته بنام (غار سیاه) در كوه (غزب) واقع گردیده است كه كوهنوردان هنوز نام و شناسنامه ای از آن تهیه نكرده اند كوهنوردان بوكان با قله وستا مصطفی و چشمه های آن آشنا هستند امیدوارم روزی شناسنامه این رشته كوه كه تا (وزنه) شهرستان بانه ادامه دارند تهیه كنیم كه شرافتی است بر شرافت زاگرس.
معماری قاجار این گرایشهای متفاوت و بعضا متضاد در معماری این دوره ناشی از اختلاف در گرایشهای سیاسی و ایدوئولوژیک این عصر از تاریخ ایران است که ریشه در جریانهای عقیدتی - سیاسی اواخر دوره قاجار و اوایل دوران پهلوی دارد . جریانهای مذکور را می توان به سه دسته تقسیم کرد : گروه اول ، سنت گرایان ، که اساس تفکر سیاسی و بینش دینی آنها هماهنگی دین با سیاست و احیاء و توسعه سنتهای هزار ساله جامعه ایرانی بود . پرچمداران این نهضت در آن برهه از زمان شیخ فضل الله نوری بود و بعد از ایشان سید حین مدرس ادامه دهنده راه وی گشت . گروه دوم ، غرب گرایان ، که اساس ذهنیت آنها ، به گفته تقی زاده ، بر تقلید از فرق سر تا انگشت پا از غرب در همه شئون اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی بود . هسته اصلی این گروه را تحصیل کردگان ایرانی تشکیل می دادند که تازه از اروپا به ایران برگشته بودند . گروه سوم ، ملی گرایان ، که بنیاد فکری آنها بازگشت به عظمت امپراتوری هخامنشی و ساسانی بود . این گروه فرهنگ اسلامی و فرهنگ اروپایی را غیر ایرانی می دانستند و بعنوان جایگزین آنها بازگشت به فرهنگ آریایی دوهزار و پانصد ساله با دین و مذهب بود . که این امر ناشی از جریانهای به اصطلاح روشنفکرانه مادی گرایی و توسعه و ترویج نظریات سوسیالیسم و مارکسیسم در بین طبقه تحصیل کرده اروپا بود . این دو جری فکری اثبات خود را در تخریب آثار گذشته می دید و سعی داشت هر چه را بوی گذشته می داد از بین ببرد . در سایر شئون اجتماعی کشور نیز ما شاهد تقابل این بینشهای متفاوت هستیم . بعنوان مثال در ادبیات ، گروه غرب گرا ، تغییر خط فارسی به لاتین را - به سبک آتاتورک در ترکیه - علم کرد و گروه ملی گرا نیز عرب زدایی از خط و ادبیات فارسی را مطرح نمود و گروه سنت گرا برخود واجب دید که از سنت سعدی و حافظ و دیگر بلند پایگان آسمان ادب ایرانی پاسداری نماید . در ادبیات به زعم مردان بزرگی چون استاد دهخدا ، استاد همایی و استاد فروزانفر و دیگر عزیزان اقدامات غرب گرایان و ملی گرایان بی نتیجه ماند و تحول جدیدی در ادبیات از بطن شعر و ادبیات سنتی تراوش کرده و رشد نمود . لیکن در معماری به دلیل انتصاب غرب گرایان و تحصیل کردگان بوزار پاریس و بعدا مکتب فلورانس و رم در شهرسازی انگلستان و امریکا شد . گرچه گودار و ماکسیم سیرو ازنظر تفکر ، ارزش زیادی برای معماری سنتی و تاریخ تحول آن قایل بودند و در این رهگذر خدمات ارزشمندی به ثبت تاریخ معماری ایرانی نمودند ولی خود شخصا از پیروان مکتب نئوکلاسیک و یا به عبارتی ملی گرایان نوین بودند . شاهد این واقعیت ، ساختمان موزه ایران باستان که تقلیدی از طاق کسری است . غلبه مکتب غرب گرایان در مدارس معماری کشور ، کار را بدانجا کشید که توصیف مسجد جامع اصفهان ، میدان نقش جهان ، گنبد سلطانیه ، طاق کسری و تخت جمشید را باید از اروپاییان و ترجمه کتابهای آنها دریافت میکردیم . دانشجویان و مهندسان معمار این مرز و بوم اقدامات هوسمان در پاریس و هوارد در انگلستان و کارهای میکل آنژ در فلورانس و رم را بهتر از کاخ گلستان ، مسجد شیخ لطف الله و کاخ سروستان می شناختند و اطلاعات مربوط به طاق کسری که از عجایب روزگار خود بوده برای متخصصین محدود به این بود که بنا در خاک عراق است . نتیجه این انفعال فرهنگی ، بخصوص در زمینه معماری ، عرضه و تکمیل سبکهای مختلف معماری اروپا و امریکا در دهه های اخیر به کشور بوده است . با تسلط فکری غرب گرایانه بر معماری کشور و فاصله گرفتن از معماری سنتی کار بدانجا کشید که تخریب بنا های گذشته در توسعه های جدید شهری و تخریب کاروانسراهای قدیمی در احداث جاده های بین شهری عملی پسندیده و تجدد گرایانه تلقی شد . این وضع باعث گردید که بسیاری از بناهای باارزش متروک و یا مخروبه گردد . همانگونه که تقلید کورکورانه از معماری غرب باعث انحطاط هنر و معماری این مرز و بوم شد ، تقلید از معماری گذشته و سنتی نیز به معنی ارتجاع و قهقرا رفتن گشت . تحول و تعالی هر هنری بستگی به شناخت دقیق آثار گذشته و درک صحیح ضرورتها و نیازهای حال جامعه دارد تا با استفاده از فرهنگ و سنت دیرینه و خطا و صواب گذشتگان و در جهت جوابگویی به نیازهای جامعه ، راه حلهای بدیع ، اصیل و تازه ای ارائه گردد . اصول و مبانی و ویژگیهای معماری دوره قاجار ایران- باروک ایرانی معماري قاجار اصول، مباني و الگوهاي قديم معماري ايران را ارتقا بخشيده و نوآوري هايي از نظر فضا به وجود آورد. ليكن، به نظر مي رسد، قوت لازم خلق يك معماري نوين را نداشته است. · معماری دوره قاجار ادامه سبک آذری و اصفهانی و آمیختگی اصیل ایرانی با معماری مدرن است · تاثیر از هنر اروپائی ویژکی معماری قاجار: - استفاده از پنجره های عمودی مشبک رنگی به نام ارسی - استفاده از رنگ قرمز یا ارغوانی در کاشی های خشتی هفت رنگ - استفاده از نقش گل لندنی در کاشیکاری - استفاده از کنگره های کنار بام کاخها - استفاده از نقش ومتیف های تخت جمشید - عناصر تزئینی و نما کاری تحت تاثیر عناصر غربی - ایجاد ایوانهای عظیم ومرتفع در ورودیها - مرکزیت بنا با ستون و سرستونها - بنا ها به شکل مرتفع که حاکی از عظمت وقدرت - مصالح سنگ وسیمان وآهن - تشابه به بناهای دوران هیتلری - درونگرا - تزئینات داخل - معماری کارت پستالی - ایجاد پلکان در محور اصلی - رعایت سلسله مراتب - تبدیل سه دریها به دو دری - سقف شیروانی - ایجاد میادین - ارگ - سبزه میدان - توپخانه - میدان مشق تزئینات دوره قاجار : - کاشی کاری هفت رنگ و لعابهای رنگارنگ - نمای داخلی گچبری و کاشیکاری - اره بندی از کاشی - استفاده از آرایه های چوبی در تزئینات - شیشه های رنگی - نقاشی های لندن کاری - استفاده ازآجر تزئینی قالبی و تراش مخصوص دوره قاجار - استفاده از تزئینات آئینه کاری - استفاده از کاشی منقوش و نقش دار ( منقوش اساطیری کهن و درباری ) - استفاده از قواره آجر تراش در تزئینات مکانهای مذهبی - رسمی بندی وکاربندی رنگ مسلط به بنا در دوره قاجار: - رنگ زرد و نارنجی که گوشه ای از معماری قاجار را شکل میدهد. بناهای مسکونی دوره قاجار: - شامل اتاق مرکزی ؛ایوان با دو ستون در برابر آن؛اتاقهای کوچک واقع دراطراف اتاق مرکزی بصورت ساده ومفصل - پلانها کشیده در امتداد بنا - ایجاد چشم انداز وسیع توسط پنجره ها - ایجاد زیرزمین با طرحهای زیبا و پوششهای ضربی آجری - تعبیه حوضخانه - رواج بادگیر برا ی خنک کردن فضا - ایجاد سرستونها وستونها در ورودیها - ایوانهای بلند - ایجاد پلکان دو طرفه در محور اصلی بنا - تبدیل سه دری به دو دری و وارد شدن نور مستقیما" به داخل بنا - تنوع وسبکی وگشا یش فضاها بیشتر - سقف شیب دار و شیروانی - آمیزه ای از معماری ایرانی و اروپائی - * از آثار بنا ؛ خانه بروجردی در کاشان - خانه آقای شیبانی در طبس * درونگرائی جای خود را به برونگرائی در شکلگیری خانه ها میدهد. تزئینات بکاررفته در خانه ها: - آیینه های قدیمی با گچبریهای پر کار وظریف - ستونها وسر ستونها ی مرمرین به سبک اروپائی - نقاشی دیواری با موضوعات مختلف - محوطه سازی انگلیسی و فرانسوی با سطوح وسیع چمن کاری - حوضچه ها وحوض های مربع مستطیل - آذین بندی فضاها ی داخل وخارج ویزگی باغهای قاجار: - ساختار فضایی - احداث در زمینهای شیب دار - تراس بندی با پله - محصور شدن با دیوارها - ایجاد ورودی طاقدار - ایجاد محور طولی( رابطه سر در با فضای اصلی ) - جریان آب در محور اصلی - تقسیم ساختار باغ به اندرونی وبیرونی - استفاده از نهر آب بعنوان محور - استخر - کاشت درختان تزئینی در حاشیه ها - ایجاد حس امنیت ومحرمیت - بر افراشتن چادر آفتابگردان بر فراز چمن معماری مکانهای مذهبی : - همان سبک گذشته ادامه پیدا کرد . پیروی از صفویه - مساجد کمتری نسبت به دوره های قبل ساخته شد. - متاسفانه نقاشی وارد مساجد شد . - استفاده از رنگ زرد – طرح گلپونه در مساجد آثار بناهای معماری قاجار: 1- مسجد امام سمنان یا مسجد سلطانی 2- مسجد امام تهران 3- بازار بزرگ تهران 4- مسجد رجبعلی در تهران 5- مسجد ومدرسه اقا بزرگ در کاشان 6- مسجد ومدرسه سپهسالار 7- شمس العماره 8- تکیه دولت 9- کاخ گلستان 10- قصر فیروزه و دوشان تپه 11- کاروانسرای امین الد.له 12- سردر باغ ملی 13- خانه لاریها در یزد 14- خانه وثوق الدوله و... معماری ایران در دوره قاجاریه و معاصر معماری ايران در دوره قاجاريه و معاصر:در دورهی قاجاريه شيوهی جديدی در معماری ايجاد شد و معماران اين زمان نيز دنبالهرو معماران صفويه بودهاند، هنر معماری اين زمان با مقايسه با دورهی صفويه بسيار ضعيف شمرده ميشود. تنها در زمان حكومت طولانی ناصرالدين شاه قاجار به دليل نفوذ هنر باختري، هنر معماری همچنين صنايع ظريف مانند گچبري، آيينهكاری و كاشیكاری رونق يافت و تا اندازهای معماران ما در اين زمان از هنر اروپايی تقليد ميكردند. ارتباط بيشتر ايران با غرب، معماران ايرانی را بر آن داشت تا عوامل مشخص معماری ايران را با روشبينی و توجه خاصی با عوامل معماری خاور درآميزند و آثاری به وجود آورند كه از نظر هنری دل پسند باشد.سر سرای ورودی با پلكانهايی كه از وسط اين سرسرا آغاز ميشود، و از پاگرد به دو شاخه در جهت مقابل يك ديگر به بالا ادامه مييابد، تاثير معماری كشور روسيه است و از اواسط سلطنت ناصرالدين شاه به بعد رواج يافت. معماری خارجی با طرح های تزيينی ايرانی از قبيل كاشی كاري، آيينهكاري، گچبری و ازارهبندی از كاشي، توام شد و گوشهای از معماری عصر قاجاريه را نشان ميدهد. ايجاد زيرزمينها با طرحهای زيبا و پوششهای ضربی آجري، تعبيه حوضخانهها، رواج بادگير برای خنك كردن فضاها واحداث تالارهای بزرگ با شاهنشينها و غرفهها و گوشوارهها همه و همه به صورت دل پسندتری درآمد. ساختن بادگيرها در ابتدا ساده و فقط شامل يك دهانهی هواكش مزين به كاشيكاريهای زيبا بود. سپس به تدريج مراحل كمال را پيمود. چنان كه صورت تكامل يافتهی آنها، دو طبقه و از چهار جهت دارای هشت دهانهی هواكش است و جريان باد و هوا را از اين دهانهها به داخل ساختمان هدايت ميكند.در معماری كاخسازي، ساختن بادگيرهای مزين به كاشيكاری و قبهی طلا در عمارت، ركنی از معماری اصيل ايرانی بوده است. بناهای مسكونی دورهی قاجار (به جز كاخهای سلطنتي) با طرحی شامل اتاق مركزی، ايوان (با دو ستون در برابر آن) و اتاقهای كوچكتر واقع در اطراف اتاق مركزی به صورتهای ساده يا مفصل، همه به شيوهی معماری اصيل ايران در ادوار قديم بوده كه در اين دوره با ابتكارات جديدتر به صورتی دل چسب و نيكو تكميل شدهاند. كاشيهای منقوش دورهی قاجاريه، اغلب ناچيز و از نظر هنری فقيرند و تنها تقليدی ناقصاند از كارهای قرن گذشته. با آن كه ناصرالدين شاه عدهای از نقاشان را برای تحصيل مطالعه به موزههای رُم و پاريس فرستاد، و كسانی از اين نقاشان در هنر خود پيشرفتی كردند، اما كارگران سادهی كاشيساز نميتوانستند به خوبی از آثار آنها استفاده كنند، با اين وجود به قول ناصرالدين شاه هنر كاشيسازی «متجدد» شد.در تهران و اطراف آن، چند نمونه مهم از معماری قاجاريه ديده ميشود. يكی مقبرهی حضرت عبدالعظيم در شهر ری است كه بنای مقبره و گنبد طلای آن قابل توجه است. مجموعهی اين مكان مقدس دارای سر درب و ايوان آيينهكاری رفيع و چندين صحن و گنبد طلايی و دو منارهی كاشيكاری و رواق و ضريح و مسجد است. بناهای ديگر قابل توجه «عصر قاجاريه»، مسجد امام (شاه يا سلطاني) و مسجد سپهسالار (مطهري) تهران است. ساختمان مسجد سپهسالار شامل جلوخان وسيع، سر درب و منارههای كاشيكاري، هشتي، صحن، حجرات دو طبقه با ستونهای سنگی زيبا و شبستان است. با اين كه اغلب كاشيكاريهای اين مسجد، از كاشی هفت رنگ است، ولی بعضی نمونههای كاشيكاری معرق هم ديده ميشود. رنگ كاشيها بيشتر قرمز و صورتی و سفيد است. در حالی كه در آفتاب درخشان ايران، رنگهای قديم مانند فيروزهای و سورمهای مطلوبتر است.علاوه بر معماری مذهبی كه از صفويه پيروی شده است و معماری كاخسازی و ساختمانهای مسكونی كه آميزش عوامل معمار ايرانی و اروپايی را به حالتی بسيار دل نشين نشان ميدهد، مانند عمارت كلاه فرنگي، كاخ سرخه حصار، كاخ شمس العماره، كاخ گلستان، تيمچههای وسيع و زيبای اين دوره خود نشاندهندهی شاهكارهای ماهرانهای از استادان هنر معماری قرن سيزدهم است.از دورهی قاجار، تيمچه و بازارهای وسيع با پوششهای خوبی در تهران و شهرستانهای بزرگ موجود است. كه از نظر هنر آجركاری و كاشيكاری و چه از نظر وسعت دهانهی طاقها قابل تحسين و ستايشاند.معماری در دورهی پهلوی تنوع چشمگيری نداشته است. با ورود مصالح جديد ساختمانی مانند آهن، بتون و غيره و نيز آمدن مهندسان خارجی به ايران – مهندسانی كه به پيشينهی پرافتخار معماری كشور ما آشنايی نداشتند و بازگشت ايرانيانی كه در خارج از وطن تحصيل هنر معماری كرده و نخست تحت تاثير معماری خاور بودند، دگرگونی شگرفی در هنر معماری ايران پديد آورد. با همهی زيبايی كه اين نوع معماريها به قيافهی شهرهای ايران بخشيد، متاسفانه غالبا جنبهی تقليد از شيوههای معماری خاور بر تبعيت از هنر اصيل ايرانی يا ابداع شيوهی جديدی در معماری ايران، ترجيح داده شد. با اين وجود، در بعضی از موارد، ناچار از تمايل به تزييناتی به سبك ايرانی شدهاند. بناهايی چون كاخهای سعدآباد، كاخ مرمر در تهران و ساختمان مجلل باشگاه افسران (سابق) عمارت شهرباني، دبيرستان البرز، كاخ وزارت امور خارجه و سر درب باغ ملی و عمارت پست، گواه اين مدعاست. اين طريق معماری بدون توجه به عوامل اقليمی و پيشينهی معماری ايران هنوز ادامه دارد.به طور كلی ايرانيان در طول تاريخ پرفراز و نشيب فرهنگ خود، پيوسته به آفرينشهای ديگر اقوام و ملل توجه هوشمندانه داشتهاند و كوشيدهاند از تجربههای آنان بهره ببرند و فرهنگ خود را به خوبی منتقل كنند. اين انديشه و ظهور آفرينشهای خيرهكننده هنرمندان و پيشهوران اين سرزمين در بناهای شگفتانگيز و به ويژه دست ساختههای بسيار زيبا، خاورشناسان و باستانشناسان نامی را، سالهاست كه راهی اين ديار كرده است. در نتيجهی همين پژوهشهای ارزشمند، فرهنگ و هنر ايران به دنيا معرفی شد - كه البته اين معرفی گاه خالی از شائبههايی - نبوده است.میتوان گفت كه بخش عمدهای از پديدههای موجود در عالم معماری با توجه به مدارک و اسناد موجود، در فلات ايران خلق شدهاند. میدانيم كه مغرب زمين همواره به معماری گوتيك فخر كرده است و به اعتباری مهمترين شاهكارهای هنری معماری مغرب زمين به اين سبك تعلق دارد. جالب است كه معماری گوتيك را ملهم از معماری ايران ميدانند. دربارهی پديدههای معماری كه در ايران پيش از اسلام آفريده شده و طی قرنها تحول و تكامل يافته و به ديگر سرزمينها انتقال يافته، ميتوان نمونههايی ياد كرد؛ مانند كاربرد انواع قوسها و از آن جمله طاق ضربی از هزارهی دوم پيش از ميلاد در امر پوشش فضاهای معماری – پديدهی ارزندهای – است كه در اين سرزمين بنياد گرفته است. خلق گنبد بر روی پايهی چهارگوش از ابتكارهای استثنايی استكه در اين سرزمين به وجود آمده و منشا دگرگونی اساسی دركار معماری جهان شده است. ايوان نيز كه يكی از پديدههای شگرف دورهی اشكانی است، در پی كاربرد وسيع و موفق آن در معماری ساساني، در دورهی اسلامی همچنان مورد توجه قرار گرفت و برای هر چه بيشتر شكوهمندی شبستان گنبددار، به اعتباری ديگر به مقابل شبستانهای گنبددار افزوده ميشود. بايد نخستين و مهمترين عامل در پيشرفت هنر ايران را فرهنگی و تمدنهای گوناگون و گاه متضادی دانست كه پيوسته مردم ايران با آنها در تمامس بودهاند. ديگری مربوط است به حس زيبايی و جمال در ايران و عامل ديگر، وجود سنتهای متراكم كه هر نسلی تجربهها و سليقههای نسل پيشين را حفظ كرده و خود به كار برده است. آخرين عامل واقعی، حمايت بيدريغ و شورانگيز حاميان هنر بوده است، يعنی صاحبان مال و هنردوستان كه به هنرمندان فرصت هنرنمايی دادند. (برگزیده از کتاب سیمای فرهنگی ایران؛ به قلم نویسندگان)
پل میرزا رسول
پل میرزا رسول : ارتفاع از سطح دریا 1343 متر موقعیت : 367 و57 و 36 شمالی 190 و 03 و 046 شرقی پل ميرزا رسول در غرب شهرستان مياندوآب و در سه کيلومتري جاده مياندوآب به مهاباد، بر روي رودخانه سيمينهرود ساخته شده است. اين پل ظاهراً توسط «ميرزا رسول» در اوايل دوره قاجار ساخته شد. این شخص در اوایل دوره قاجار می زیسته است غیر از پل میرزا رسول بناهای دیگری در میاندوآب و مهاباد توسط این شخص ساخته شده است مانند حمام میرزا رسول مهاباد توسط همین شخص ساخته شده است(شکل4-3-3-1) طول پل 80متر و عرض آن 60/4 متر و ارتفاع آن از بستر پل در چشمه وسطی 70/7 متر می باشد. جهت پل شرقی – غربی است. این پل دارای پنج دهانه با قوس های جناغی است که چندین بار مورد مرمت قرار گرفته اند قسمت های ابتدائی و انتهایی پل در چند سال پیش تخریب شده که قسمت غربی آن در سال 77 توسط سازمان میراث فرهنگی مورد مرمت و باز سازی قرار گرفته است ولی قسمت شرقی آن مرمت نشده است. و چون مسیر آب رودخانه بیشتر از این قسمت است همه ساله بر وسعت خرابی قسمت شرقی افزوده می شود به طوری که چشمه اول از قسمت شرقدر آستانه تخریب قرار گرفته است. و اگر عملیات مرمتی انجام نگیرد این چشمه در اثر طغیان رودخانه تخریب خواهد شد.(4-3-3-2) پیشینه تحقیقاتی پل این پل بسیار زیبا تاکنون توسط محقیقن فقط معرفی شده است و هیچگونه مطلبی راجع به این پل در جایی منتشر نشده است و فقط آقای علی صدرائی توضیح مختصر راجع به این پل ارائه می دهد . (4-3-3-2) ویژگی های ساختاری و کالبدی پل معماران پل قبل از شروع به ساخته پایه های پل بستر و شالوده مناسبی برای این پل فراهم کرده اند .به عت رسوبی بودن بستر،برای جلوگیری از شسته شدن پایه ها در محل برپائی پل و شالوده پایه ها ، بستر رودخانه را با قطعات بزرگ سنگفرش کرده اند و همین امر باعث شده که این پل سالیان دراز در مقابل طغیان های شدید رودخانه سیمینه رود که در هر سال چندین بار طغیان می کند و گاهی هم ارتفاع آب از دهانه های پل بالاتر می آید مقاومت کند و همچنان پا برجا و استوار بماند. (طرحهای شماره 4-3-3-10) (4-3-3-9) پل میرزا رسول چهار تا پایه دارد که با سنگ های تراشیده شده سفید رنگ بر روی پی بنا با ملاط گچ و آهک و ساروج ساخته شده اند ارتفاع این پایه ها از بستر سنگفرش تا پاتاق قوس ها 2 متر است پایه ها همگی تقریباً به شکل مستطیل به اندازه های 70/3×5 متر با سنگهای مکعبی تراشیده شده و ملاط ساروج ساخته شده اند و در جهت مخالف جریان آب رودخانه ها برای شکستن فشار وارد شده از طرف آب بر پایه ها و بدنه پل و تسهیل جریان آب رودخانه ها و هدایت آب به چشمه ها دارای آب شکنهای مثلثی هستند که با سنگهای مکعبی ساخته شده اند . انتهای دیگر پایه ها در جهت موافق جریان آب و برای تسهیل و کاهش اثرات تخریبی آب بر روی پایه ها دارای پیشبندهای مدور هستند که علوه بر اینها بر استحکام دیواره پل هم می افزاید . عرض پایه ها در اغلب پل ها بیشتر از عرضه بدنه پل است در این صورت دو فضای خالی بر روی دو انتهای پایه ها باقی می ماند ماند پل ساروق تکاب ،پل میمند نقده. ولی در پل میرزا رسول این آب شکنهای مثلثی و پیشبندهای مدور توسط آجر در تمام ارتفاع پل ادامه یافته امری که که در دیگر پل های منطقه کمتر مشاهده می شود. این امر استحکام دیواره های پل را به همراه داشته است .(4-3-3-3-)(4-3-3-4)) مصالح مورد استفاده در دیواره خارجی پایه ها سنگهای تراشیده آهکی با ملاط ساروج است ولی در بخش های داخلی پایه ها قلوه سنگ و سنگ های لاشه و شفته آهک می باشد. پل میرزا رسول 5 تا چشمه یا دهانه دارد که توسط قوس های جناغی با خیز متوسط توسط آجر و ملاط ساروج زده شده است. اندازه این قوس ها بستگی به فاصله پایه ها از یک دیگر داشته است. طول چشمه اول و پنجم یعنی چشمه های شرقی و غربی پل 25/6 متر می باشد و ارتفاع طاق این دو چشمه از بستر پل تا نوک 60/4 متر می باشد. چشمه های دوم ، سوم و چهارم بزرگتر هستند و طول چشمه ها 50/7 متر و ارتفاعشان 50/5 متر است که به وسیله آجر و ملاط ساروج به صورت جناغی پوشش یافته اند اصول فنی طاق در اینجا با دقت رعایت شده است تا بخش اعظم سنگینی و فشار بدنه پل به پایه ها منتقل شود و طاقهای متحمل بار اضافی نشوند شایان ذکر است که طاقهای جناغی مقاومت بیشتری در مقابل نیروی رانشی دارند(4-3-3-5) بعد از اتمام کار طاقها دیواره های طرفین پل و همچنین آب شکنها و پشبند ها را تا سطح گذر پل توسط آجر و ملاط آهک و ساروج بالا برده اند و میان دو دیواره را با ملاط و خشت های خام و سنگ پر کرده اند سطح گذر پل را خاک ریخته و مسطح کرده اند و طرفین آن و بالای دیواره های طرفین پل جان پنهایی به ارتفاع 80سانتی متر از آجر ساخته شده اند که عرض دیواره های جان پناهها 40 سانتی متر است این جان پناهها در اثر پلها به خاطر اینکه آب شکنها و پشبند ها را تا سطح گذر ادامه نداه اند به صورت صاف و مستقیم ساخته شده اند ولی در پل میرزا رسول به عت اینکه آب شکنها و پشتبندها تا سطح گذر پل ادامه یافته اند ،این آب شکنها در جهت جنوب پل به صورت به صورت چهار جان پناه مثلثی شکل در آمده اند و پشتبند ها در قسمت شمالی به صورت جان پناهای مدور در آمده اند . مصالح پل از سنگهای سفید آهکی مکعبی تراشدار در اندازه های مختلف و قلوه سنگ ها و سنگ لاشه در قسمت پایه ها و پی پل و آجر در قسمت های طاقها و دیواره بدنه پل با ملاط آهک و ساروج تشکیل شده است.
روستای پالنگان یکی از زیباترین روستاهای پلکانی با معماری ویژه و طبیعت متفاوت در فصول مختلف است در 800 متری روستا در دره زیبای تنگیور و در محل چشمه های پرآب قلعه پالنگان وجود داشت که اکنون بقایای اتاق ها و پل های ساخته شده برروی رودخانه قدمت آن را به دوره پیش از اسلام می رساند. اين در حالي است که معماري اين روستا، عبور رودخانه خروشان سيروان از كنار دره هاي روستا، قلعه تاريخي پالنگان، آبشارهاي متعدد پله كاني و چشمه هاي دائمي آب معدني جلوه خاصي به اين روستا بخشيده اند. تابستان گرم و بهار معتدل پالنگان باعث شده كه كوچ بهاري عشاير به ارتفاعات اين روستا يکي از جاذبه هاي گردشگري فصلي باشد. به خصوص که اين کوچ همراه با اجراي بسياري از مراسم سنتي عشاير كرد مثل اجراي موسيقي گريان، چپله و سياچمانه همراه است و اگر خوش شانس باشيد و مناسبت هاي تقويم هم همراهي کنند، مي توانيد مراسم مذهبي، عروسي، شب يلدا و خوشآمد گويي به نوروز را هم در اين روستا ببينيد. اما جاذبه هاي قومي و فرهنگي پالنگان به همين جا ختم نمي شود. مردم خوش ذوق پالنگان وقت زيادي از فراغت شان را صرف بازي هاي محلي مثل اسب سواري، گرزبازي، قل قلان و چاك چاك مي کنند و اگر در ايام غير كاري مثل پاييز و زمستان که کشاورزي در اين روستا تقريبا تعطيل است سري به پالنگان بزنيد، مي بينيد که در اكثر كوچهها و چشم اندازهاي روستا مردم در حال بازي هاي سنتي هستندلازم بذكر است روستاي پالنگان در شمال غربي شهر كامياران واقع شده است و از نظر موقعيت جغرافيائي در46 درجه و 36 دقيقه طول جغرافيائي و 35 درجه و چهار دقيقه عرض جغرافيائي، در ميان كوه هاي شاهو (دامنه شمالي) و قلعه 'دژن' قرار گرفته است. روستاي پالنگان از توابع دهستان ژاورود از بخش مركزي شهرستان كامياران مي باشد، اين روستا در فاصله 48 كيلومتري شهر كامياران و در فاصله يك كيلومتري از جاده اصلي قرار دارد، اين روستا قبل از سال 1365 جزو شهرستان مريوان و دهستان ژاورود غربي بوده است. با توجه به وضعيت توپوگرافي و شيب و دفع آبهاي سطحي ، اين روستا از دو قسمت تشكيل شده كه در قسمت شمالي شيب از شمال به جنوب برعكس بوده و هر دو بسيار تند و در حدود 35 الي 40 درجه مي باشند. قسمت هاي پائين شيب دو طرف به رودخانه سيروان منتهي مي شود و ساختمان ها بر روي بدنه شيب طبيعي قرار گرفته اند. رودخانه مذكور تنها رودخانه اي است كه در محدوده روستا جريان داشته و با عبور از وسط روستا نقشي محوري را ايفا مي كند. اين رودخانه از نوع رودخانه هاي اصلي بوده و مسير آن از شرق به غرب مي باشد و به طور متوسط داراي دبي 3 متر مكعب بر ثانيه مي باشد. با توجه به حضور رودخانه سيروان و احتمال زياد بالا آمدن فصلي آن همواره بروز سيل در منطقه موجه و منطقي است. اين روستا داراي شبكه دفع فاضلاب نبوده و آبهاي سطحي و فاضلاب ساختمانها از طريق سطح عابر و گذرگاه ها به سمت رودخانه سيروان جاري مي شود. با توجه به تقسيم بندي هاي مرسوم اقليمي روستاي پالنگان را مي توان جزو مناطق معتدل متمايل به گرم دانست، دماي هواي اين روستا در طول سال بين 5/5 ، تا 42 درجه سانتيگراد مي باشد. روستا در بهار و تابستان بسيار گرم و در فصول سرد داراي هوائي معتدل مي باشد، هواي بسيار گرم تابستان و هجوم حشرات موذي فصلي باعث مي شود كه اهالي روستا در ماه هاي گرم سال به سمت مناطق جنوبي روستا كوچ كرده و ماه هاي گرم را در آنجا به سر ببرند. ميانگين بارش ساليانه روستا در حدود 500 ميلي متر مي باشد و بادهاي غالب آن نيز عمومأ در جهات جنوب،جنوب شرقي وجنوب غربي مي باشد. منظرهاي اصلي روستا داراي وحدت بسيار زيادي در ويژگي هاي بصري بوده به طوريكه شخصيت منظره به سرعت تغيير نمي كند به همين دليل شخص با ديدن منظر احساس آرامش بيشتري مي يابد. شاخص ترين حالت روستا حركات طبيعي و ارگانيك بناها بر روي شيب ها مي باشد، علاوه بر آن حضور ارتفاعاتي سر به فلك كشيده، رودخانه اي هميشه زنده و فضائي امن و قابل لمس كه در محدوده مابين دو شيب مقابل و فراخي سطوح و فضاها در اطراف محدوده روستا قابل تأمل مي باشد. تنوع نسبتاً كم رنگ هاي موجود در محيط و محدود شدن آنها به رنگهاي كرم، خاكي،سبز و آبي خفه، بسيار مشهود است، در چنين حالتي اگر موضوعي بخواهد حضور خود را مطرح نمايد بايد با حالات و مايه رنگ هاي موجود در تضاد باشد. لازم به ذكر است كه روستاي پلنگان در سال 1046 هجري قمري به عنوان يك قلعه حكومتي مطرح بوده است و دژ حكومتي واقع در شرق روستا از موارد با ارزش تاريخي آن مي باشد.